سلام....
چند روزی ازرفتنت می گذره و من هنوز باور نکردم که رفتی ....
من با این همه خاطرات.....
دلم می خواد الان بیای بالای سرم محکم بزنی توی گوشم بگی از خواب بیدار شو
اینا همش خوابه.......کاش میشد.....ای کاش....
فقط 6 جزء مونده بود بشی حافظ کل قرآن.....فقط 19 سالت بود.....فقط...
حالا دیگه خودم تنها باید برم حرم حضرت معصومه (س)..تنها بشینم توی
همون رواق همیشگی....تنها گریه کنم......تنها برم سر کلاس......
مگه قرار نبود هرجا رفتیم باهم بریم........مگه قرار نبود...... خیلی قرار بینمون بود
کدومشو بگم؟؟؟!!
دلم برای خودم خیلی میسوزه.....
اینجا حتی یه قبری نیست که برم بالای سرش گریه کنم داد بزنم....
کدوممون غریبیم؟من یا تو؟؟؟!!
یادته همیشه میگفتی من خیلی دوستامو دوست دارم چه حقیقی چه مجازی
اگه یه وقت اتفاقی برام افتاد حتما بهشون بگومیگفتی این یکی از وصیتامه
حالا به وصیتت عمل کردم....آسوده بخواب بانو....آسوده بخواب......
فاطمه....فاطمه بانوی خوبم.......خیلی دلتنگتم......خیلی.....
میدونم که الان پیش مامانت هستی.....
روح هردوتون شاد ویادتون گرامی......
کسانی که مایل هستند میتونند اعلام کنند تا برای فاطمه ختم قرآن برداریم.
لیست کل یادداشت های این وبلاگ